آن جراحی پزشکی درمانی بهداشت فرانسه

آن: جراحی پزشکی درمانی بهداشت فرانسه کیارستمی عمل جراحی آقای کیارستمی عباس کیارستمی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی مراقب باشیم احمدی‌نژاد دیگری در راه است

در حالی که چندماه از گزینش مجدد حسن روحانی جهت سمت ریاست جمهوری نگذشته، موجی از انتقادات دولت تدبیر و امید را نشانه رفته هست. از نظر بعضی فعالان سیاسی، روحانی ن

مراقب باشیم احمدی‌نژاد دیگری در راه است

مراقب باشیم احمدی نژاد دیگری در راه است

عبارات مهم : ایران

در حالی که چندماه از گزینش مجدد حسن روحانی جهت سمت ریاست جمهوری نگذشته، موجی از انتقادات دولت تدبیر و امید را نشانه رفته هست. از نظر بعضی فعالان سیاسی، روحانی نیمه دوم اردیبهشت ۹۶ فرد دیگری بود و اکنون با فرد دیگری مواجه هستیم. بسیاری از کنشگران و تحلیلگران شرایط امروز کشور را مشابه شرایط ۱۳۸۰ می دانند و به نظر آنان اگر دولت دوازدهم مسیر چندماه اخیر را ادامه دهد، در سال۱۴۰۰، ۱۳۸۴ تکرار خواهد شد.

مراقب باشیم احمدی‌نژاد دیگری در راه است

در ادامه، متن گفت وگوی «آرمان» با دکتر ابراهیم اصغرزاده را اطراف این مساله و موارد دیگر سپهر سیاسی کشور عزیزمان ایران می خوانید.

بسیاری معتقدند که شرایط امروز مشابه سال1380 است و در صورت ادامه این روند، در 1400 با پدیده ای مشابه 1384 مواجه خواهیم بود.

حس شما، حس درستی هست، چراکه تلقی جامعه از رویدادهای ماه های نهایی دور اول ریاست جمهوری آقای روحانی و به خاص مناظره سوم، عوض کردن گسترده در عملکرد او بود، لذا اگر مدیر قوه مجریه به وعده های انتخاباتی خود جامه عمل نپوشاند و اصلاح طلبان نیز او را در این مسیر همراهی کنند، مردم این حرکت را نوعی ریاکاری قلمداد خواهند کرد.

در حالی که چندماه از گزینش مجدد حسن روحانی جهت سمت ریاست جمهوری نگذشته، موجی از انتقادات دولت تدبیر و امید را نشانه رفته هست. از نظر بعضی فعالان سیاسی، روحانی ن

مردم به دنبال تحقق شعارها و وعده ها هستند. البته نباید از یاد ببریم که جامعه کشور عزیزمان ایران نسبت به دوره اصلاحات عوض کردن گسترده ای را تجربه کرد که آن رسیدن به حدی از بلوغ سیاسی هست. واکنش‌ها سیاسی جامعه ایرانی در سه انتخابات اخیر آگاهی جامعه از ضرورت مقابله با پوپولیسم و افراط گرایی را نشان می دهد. در دوره احمدی نژاد تحت عناوینی مانند انقلاب فرهنگی دوم، نواصولگرایی و بازگشت به شعارهای انقلاب، شمه هایی از پوپولیسم دیده شد و جامعه نیز این مسیر و خطرات پیمودن چنین مسیری را فهمید. در شرایط خاصی که سال 84 رخ داد، احمدی نژاد به قدرت رسید.

شما از جمله افرادی بودید که از سال 79 تز عبور از مدیر دولت اصلاحات را مطرح کردید. با گذشت 12 سال از آخر دولت اصلاحات، آیا این تز را مخالف بلوغ سیاسی می دانید؟

شعار عبور از مدیر دولت اصلاحات دو وجه داشت؛ وجه نخست، عبور از مدیر دولت اصلاحات به منزله عبور از انتخابات و صندوق رأی نبود، بلکه هشداری جهت ایشان بود. ضعف و کاستی دولت ها باعث می شود که مردم نسبت به دولت ها بی اعتماد و بی علاقه شوند.

مراقب باشیم احمدی‌نژاد دیگری در راه است

برخی معتقدند همین اصلاح طلبان مطالبات عمومی را اوج بردند و همین ازدیاد انتظارات باعث شکست دولت اصلاحات شد. این توصیه را تا چه حد می پذیرید؟

خیر، البته من جزو آن دسته از افرادی بودم که شعار عبور از معمار اصلاحات در چارچوب قانون و دولت وقت را دنبال می کردم، ولی گروهی دیگر دنبال اسکندر زمانه بودند و اعتقاد بودند که ظرفیت نظام جهت اصلاحات مسدود شده، باید از قانون اساسی عبورکنیم.

البته نمی توانیم شکست اصلاحات را معطوف به یک علت بدانیم. اصلاح طلبان در فاصله میان ادوار اول و دوم انتخابات ریاست جمهوری همه اختلاف نظرهای خود را کنار گذاشتند و همه گروه های مرجع از آیت ا…هاشمی حمایت کردند، ولی در آن بازه سیاسی، جامعه آیت ا… هاشمی را نماد اصلاح طلبی حکومتی و احمدی نژاد ناشناخته را نشانه عوض کردن تلقی می کرد. جامعه به احمدی نژاد رأی داد. اگر ما نتوانیم منطق سال 84 را درک کنیم، از آینده نگری درست در قبال سال 1400 ناتوان خواهیم بود. ما در انتخابات سال های 92 و 96 نگاه سلبی را طرح کردیم. اگر بخواهیم تحلیل درست تری از رأی مردم در 96 داشته باشیم، همگنی رأی روحانی میان طبقات فرودست و ثروتمند جامعه از این عنوان حکایت دارد که جامعه متوجه محال بودن حرکات سیاسی سریع شد و ضرورت صبر را دریافت، ولی با این همه، نمی توان واکنش‌ها روحانی را به طور کامل توجیه کرد چراکه مدیر جمهور وعده داد: من دولت با تفنگ را کنار می گذارم، برجام را ادامه می دهم و فضای امنیتی را از بین بردن می کنم. جامعه به نوع چینش کابینه و عملکرد مدیر جمهور طی چند ماه گذشته می نگرد و درمی یابد که دستاوردهای دولت اول روحانی به مراتب زیاد از چندماهه اخیر است و هنوز مدیر قوه مجریه می خواهد از دستاوردهای دوره اول خویش استفاده کند. با توجه به رأی 24میلیونی و شعارها و وعده های روحانی، دولت دوازدهم از دولت یازدهم نیرومند تر بود. مسائلی مانند برجام و خارج کردن کشور عزیزمان ایران از اجماع جهانی علیه کشور، دستاورد فوق العاده مهم دولت یازدهم بود و اگر دولت دوازدهم مانند دولت قبل مبتکر نباشد، اصولگرایان تندرو بهانه های بیشتری جهت تضعیف روحانی خواهند یافت.

در حالی که چندماه از گزینش مجدد حسن روحانی جهت سمت ریاست جمهوری نگذشته، موجی از انتقادات دولت تدبیر و امید را نشانه رفته هست. از نظر بعضی فعالان سیاسی، روحانی ن

اگر دولت در خاورمیانه عرصه را به دیگران واگذار کند و تیم دیپلماسی در پیشبرد سیاست خارجی نقشی نداشته باشند، دیگر برجام را نیز از دست خواهیم داد. بی ثباتی در بازارهای ارز و کار و گرایش دولت به نئولیبرالیسم، فروش دارایی های خود و طرح های فانتزی مانند طرح کارورزی نوعی فرار دولت روحانی از حل جدی پرسشها هست. در مورد پرسشها امنیتی، به رغم فعالیت های گسترده دستگاه دیپلماسی در دولت اول به نظر من، دولت دوم دچار سستی شده است هست. در اتفاقات سوریه، یمن و عراق، روحانی نسبت به نیروهای نظامی دست پایین تری دارد.

ما به هیچ عنوان نباید بازدارندگی نظامی را جایگزین بازدارندگی سیاسی و دیپلماتیک کنیم. اینکه ما در مورد تسلیحات به داخل اتکا کنیم، سخنان درستی هستند، ولی اینکه سیاست فقط این باشد، ضربه پذیر خواهیم شد. ترامپ در حال حاضر بر اساس چرخش نظر ها از بحران های داخلی آمریکا به بحران های خاورمیانه، شدت یافتن مسابقه تسلیحاتی در منطقه و بهره بردن از بی اعتمادی میان کشورهای منطقه، بیت المقدس را به عنوان مقر سفارتخانه آمریکا در رژیم اشغالگر قدس اعلام کرد. این اقدام مدیر جمهور آمریکا خشونت را در منطقه زیاد کردن خواهد داد و چشم انداز صلح را از بین خواهد برد. ما باید حواسمان را جمع کنیم که در زمین ترامپ بازی نکنیم.

مراقب باشیم احمدی‌نژاد دیگری در راه است

یعنی چه باید بکنیم؟

اکنون همه کشورها در برابر اسرائیل موضع گرفتند و این کشور را محکوم کردند. با توجه به اینکه اکثر کشورهای دنیا از سلاح های آمریکایی استفاده می کنند، اگر میان کشورهای منطقه و نهادهایی همچون حماس و حزب ا… و رژیم اشغالگر قدس درگیری نظامی رخ دهد، ایالات متحده سلاح های بیشتری خواهد فروخت و سود بیشتری کسب خواهد کرد.

در برابر اگر کشورهای منطقه به سراغ بازدارندگی های سیاسی و اقتصادی بروند، فرصتی خوب جهت کشور عزیزمان ایران مهیا خواهد شد که پرسشها خود با جامعه جهانی را حل و فصل کند. اگر این کار را بکنیم، کشور عزیزمان ایران وقت همسو و هم زبان شدن با جامعه جهانی را به دست خواهد آورد. بهتر است کشور عزیزمان ایران فضا را به سمت وحدت کشورهای اسلامی علیه جبهه آمریکا و رژیم اشغالگر قدس و کارهایی همچون تحریم فروش نفت بکشاند. فراموش نکنیم با برافروختن آتش هر جنگی، صهیونیست ها به مظلوم نمایی روی خواهند آورد و اغلب انگشت های اتهام به سمت مسلمانان نشانه خواهد رفت. اولویت حسن روحانی باید حفظ منافع ملی و جلوگیری از ایجاد مجدد تحریم ها علیه کشور عزیزمان ایران باشد تا ما بتوانیم رابطه خودمان را با غرب توسعه دهیم.

نسل من تصور نادرستی از غرب و آمریکا داشتند چراکه آنها غرب را یکپارچه و همه کنشگران آمریکا را امپریالیست می انگاشتند ولی در قضایای بعدی همچون برجام متوجه شدیم که شکاف های متعددی در داخل آمریکا و میان آمریکا و جامعه جهانی وجود دارد. بعضی از اعضای کنگره آمریکا این مباحث را محکوم کردند. بنابراین کشور عزیزمان ایران می تواند با استفاده از این شکاف ها موتور دیپلماسی خود را روشن کند تا منافع کشور عزیزمان ایران تضمین و منافع رژیم اشغالگر قدس تضعیف شوند. اکنون دولت نتانیاهو و مقامات کاخ سفید مرتکب غلط های فاحشی شدند، خلأ قدرتی جهت صلح به وجود آوردند و عملا وقت طلایی جهت شنیده شدن صدای کشور عزیزمان ایران به وجود می آید ولی درگیری مجدد بین حماس و رژیم اشغالگر قدس این وقت را از بین خواهد برد. هرچه ما راجع به صلح و فروکش کردن منازعات در دنیا سخن بگوییم، بر اعتبار و جایگاه کشور عزیزمان ایران در جامعه جهانی افزوده ایم.

فراموش نکنیم اسرائیل بمب اتم دارد و آمریکا را به عنوان پشتیبان خود می داند. آقای روحانی اکنون باید بیش از هرچیز مجددا موتور دیپلماسی کشور را روشن کند، به دیپلمات ها ماموریت های جدیدی بدهد و از دستگاه دیپلماسی جهت برقراری ارتباط با کشورهایی که روابط چندان خوبی با کشور عزیزمان ایران ندارند، استفاده شود. اکنون ترکیه از این فضا استفاده می کند، ما از ترکیه عقب نمانیم. موج مخالفت با آمریکا می تواند معادلات منطقه را برهم زند. اگر صرفا از دست بردن به اسلحه سخن بگوییم، مرتکب خطای راهبردی شده است ایم. در کشور هر نهادی جایگاه خاص خود را دارد و بعضی باید کمک کنند دیپلمات های ما بتوانند از اختلافات قدرت در غرب استفاده کنند. اکنون ما می توانم با گفت وگو در درازمدت لابی صهیونیستی آمریکا را تضعیف کنیم. با مدیریت توان نظامی، پول ها زیاد وارد اقتصاد می شوند، بعد از دیپلماسی، پرسشها اقتصادی در اولویت دوم قرار دارند.

راهکار مواجهه با معضلات اقتصادی را در چه می دانید؟

به نظر من دولت راهکار درستی در پیش نگرفته هست. ما اکنون با لشکر ذخیره بیکاران مواجه ایم که صرفا حاشیه نشین نیستند بلکه در دانشگاه ها و کوی و برزن دیده می شوند. اکنون اقتصاد ما با اوضاع بغرنجی مواجه است و دولت راه حل نئولیبرالی را در پیش گرفته هست. در این اندیشه امنیت سرمایه داران زیاد و بعضی خدمات مانند آموزش و بهداشت کالا سازی می شوند و پول آنها را از بدنه جامعه می گیرند. این سیاست ها دولت روحانی را متضرر خواهدکرد چراکه بدنه جامعه آبستن خیزش مجدد پوپولیسم هست. با این سیاست های نئولیبرالی در سال های 98 و 1400 شکست خواهیم خورد . مطمئن باشید اگر احمدی نژاد نیاید، فردی با تفکر او به ریاست جمهوری می رسد چراکه این تفکر در کشور عزیزمان ایران ریشه دارد.

ریشه این تفکر از کجا برخاسته است؟

این تفکر تحت تاثیر پرسشها زیادی شکل گرفته هست. البته خوانش سیاسی امام(ره) و برداشت شریعتی از اسلام به توده های مردم جهت داد، ولی فراموش نکنیم تشکل هایی خود را مالک انقلاب می دانستند. این تفکر در جامعه وجود دارد و در سال84 بازی را برد، فراموش نکنیم که احمدی نژاد خود را معجزه هزاره سوم می دانست و ادعای اینکه نظرکرده امام زمان(عج) است را مطرح می کرد. بنابراین در بخش هایی از اصولگرایان این ژن نهفته است و در مقاطعی فعال خواهند شد. اینها خوانش راست را به کرسی نشاندند، اصلاح طلبان را از بین بردن کردند و دانشگاه ها را با عنوان انقلاب فرهنگی دوم شخم زدند. این افراد هر کسی که با خودشان همسو نمی دیدند، به انحای متفاوت از بین بردن می کردند. دانشجو را ستاره دار، استاد را بازنشسته و سیاستمدار را از میدان به در و گزینش ها را شدت یافتن کردند.

اصلاح طلبان در سال 94 مجبور شدند لیست های غیراصلاح طلبانه ارائه دهند و حتی لیست خبرگان مردم در بردارنده بعضی صورت ها همچون دری نجف آبادی، ری شهری و موحدی کرمانی بود، ولی اصلاح طلبان روش گزینش کم ضررترین افراد را برگزیدند و با این استراتژی بازی را بردند. نتیجه سه انتخابات اخیر نشان می دهد که مردم با وجود عدم رضایت از وضع موجود می خواهند جلو نواصولگرایی بایستند چراکه این اندیشه را خطری جدی می دانند. به همین علت تقویت و دوام دولت روحانی به نفع طبقه میانگین جامعه و اصلاح طلبان هست. اصلاح طلبان و جنبش های اجتماعی ذیل آنها همچون جنبش های دانشجویی و کارگری معتقدند دولت روحانی دستاورد زحمات آنها بوده و این دستاورد را به آسانی از دست نخواهند داد، ولی این بدان معنا نیست که آنان چشم های خود را ببندند و غلط های دولت را نادیده بگیرند.

به نظر من باید دولت را به شکل رادیکال نقد کنیم، ولی عبور از روحانی به معنای عبور از صندوق رأی اشتباه است و مردم این نظر را قبول نخواهندکرد. فراموش نکنیم در دوره اصلاحات بعد از 18 تیر 78 هنگامی که شعارهایی مانند عوض کردن قانون اساسی و رفراندوم سر دادند و یا عده ای دیگر به امید یافتن اسکندر نگاهشان به خارج از کشور معطوف شد، ولی جامعه آنها را کنار گذاشتند، چراکه اساسا اندیشه های منتهی به انقلاب، براندازی و یا دخالت بیگانه در میان مردم جایگاهی ندارند و هنوز اندیشه اصلاح طلبی و استراتژی اصلاح طلبی بااهمیت ترین روش جهت اصلاح جامعه است و موفقیت دولت روحانی نیز به این مقوله بستگی دارد. بعد از لحاظ منطقی حامی این اوضاع هستیم، ولی شکست و یا تضعیف دولت روحانی به سرخوردگی طبقه میانگین منجر خواهد شد.

در کنار طبقه میانگین شهری جمعیت 12 تا 15 میلیون حاشیه نشین داریم که اگر به آنها پیگیری نکنیم، پرسشها بزرگ تری در آینده پدید خواهد آمد. در انتخابات 96 اصولگرایان با تمام وجود جهت جلب رأی این حاشیه نشین ها کوشیدند. بنابراین درمی یابیم که جناح برابر نیز از ابرچالش های ما اطلاع دارند. طرد شدگان که مفهومی اعم از حاشیه نشین ها هستند و حتی بخشی از آنها در میان طبقه متمول جامعه هستند، یکی از مهم ترین ابرچالش های کشور عزیزمان ایران محسوب می شوند. اکنون جامعه کشور عزیزمان ایران به خودی و ناخودی تقسیم شده است هست. بعضی از خودی ها از رانت و وابستگی استفاده می کنند و به علت وابستگی از انواع و اقسام تسهیلات و امتیازات بهره مند هستند و مسیر بسیار هموار تری جهت زیست سیاسی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارند.

در برابر بخش دیگری از جامعه کشور عزیزمان ایران احساس می کند که بنا به دلایلی ناخودی محسوب می شود و نمی تواند به نحوه شایسته ای از حقوق شهروندی استفاده کند. این افراد در میان همه اقوام و مذاهب و گروه ها یافت می شوند. اصلاح طلبان، روزنامه نگاران و دانشگاهیان سه قشر مهم عضو این دسته هستند که امروز جایگاه خود را در حاشیه مناسبات می بینند. کسی که در حاشیه زندگی می کند، دائما با حس توهین مواجه می شود. توجه کنیم حس طردشدن به مراتب اهمیت بیشتری از خود طردشدن دارد. ممکن است فردی جزو طبقه ضعیف باشد ولی احساس رضایت داشته باشد و فرد دیگری از طبقه میانگین هنگامی که می بیند فرد دیگری با مشخصات پایین تر از او به جایگاهی اوج رسیده، نسبت به اجتماع خود مقاومت می کند که این کار دوپاره شدن جامعه را به وجود می آورد.

این احساس چه پیامدهایی دارد؟

این احساس، جامعه را دچار بحران های شدیدی خواهدکرد و آقای روحانی باید به فوریت در پی راهکاری جهت طردشدگان باشد. به همین زلزله اخیر بنگرید، مردم نسبت به نهادهای امدادی بی اعتمادند و این عنوان معضل بزرگی هست. صرفا در مقاطع بحران مانند تصمیم اخیر دونالد ترامپ جهت انتقال سفارت آمریکا و یا مواردی از این قبیل وحدت اجتماع به وجود می آید. باید مدیر جمهور از این وقت ها نهایت بهره را ببرد تا مفاهمه ملی را در کشور شکل دهد. مدیر قوه مجریه اکنون در موقعیت ممتازی قرار گرفته و وعده های زیادی جهت رتق و فتق پرسشها اقتصاد بخش شخصی سر داده ولی اکنون ظاهرا به نحوه دیگری سخن می گوید و عمل می کند.

دیپلماسی آقای روحانی در منطقه تعطیل شده است و همه تصویر العمل ها را از دولت گرفته هست. آقای روحانی کجاست؟ اگر ایشان ایستادگی به خرج ندهد، چه کسی ایستادگی کند؟ دانشجویان؟ مردم کشور عزیزمان ایران به آقای روحانی رأی دادند تا پاسدار منافع مردم در داخل و خارج از مرزها باشد و صورت نوینی از کشور عزیزمان ایران را در معرض دید همگان قرار دهد. مدیر جمهور باید در داخل کشور تحولاتی ایجاد کند، ولی از گفت وگو با اصلاح طلبان و… پرهیز می کند. مگر مدیر قوه مجریه می تواند به عنوان نفر دوم کشور و مدیر قوه اجرایی خود را به ندیدن بزند؟ این رفتارها به ضرر ایشان تمام خواهد شد. مدیر دولت به سمت اصولگراها چرخیده و بر وعده های خود پایداری مورد نیاز نشان نمی دهد. اگر آقای روحانی نزد مردم، شخصی دیگری تلقی شود، اصلاح طلبان را نیز به ورطه سقوط می کشاند.

البته اکنون اصولگرایان با بحران های متعددی مواجه شده است اند و مدام شعارها و سیستم های خود را دگرگون کردند، اخیرا از شخصی همچون تتلو و شعارهایی همچون دفاع از محرومان و حتی دموکراسی اجتماعی در کمپین انتخاباتی خود استفاده کردند. مجموعه این تحولات نشان می دهد اصولگرایی در حال عوض کردن هست، این تغییرات اتفاق خوبی جهت آینده محسوب می شود. البته فراموش نکنیم مرز میان اصلاح طلبی و اصولگرایی بسیار روشن هست. اصلاح طلبان می گویند ما از انقلاب، نظام و کشور با قرائت دموکراتیک و با شعار کشور عزیزمان ایران جهت ایرانیان دفاع خواهیم کرد. این افراد می توانند با جامعه جهانی ارتباط مناسبی برقرار کنند، ولی آنها در تاریخ زندگی نمی کنند و نمی توانند این کار را انجام دهند چراکه در تاریخ زندگی نمی کنند، بلکه در فضای فلسفی کاملا انتزاعی هستند و گمان می کنند که هرچه بگویند دنیا می پذیرند. امیدوارم دولت و شخص آقای روحانی به این آگاهی برسند که تئوری بقا به هر قیمتی به نفع آنها نیست چراکه اگر به شعارهای خود عمل نکنند، تاریخ قضاوت بدی در مورد مدیر جمهور و دولت های او خواهد داشت. فراموش نکنیم 24 میلیون نفر به آقای روحانی رأی دادند و 16 میلیون نفر نیز رأی ندادند.

40میلیون نفر به اصولگرایان نه گفتند و همه شعارهای آنان شکست خورد. اگر روحانی به دنبال جذب رأی 16 میلیون طرفدار کاندیدای اصولگراست، در اشتباه به سر می برد، چراکه او باید به دنبال حفظ اعتماد 24 میلیون حامی و جلب 16 میلیون رأی نداده باشد. اکنون سرمایه اجتماعی ارزشمندی ایجاد شده است و نباید این سرمایه از دست برود. سرمایه اجتماعی آقای روحانی در 92 نیز 51 درصد نبود بلکه تمام آن کسانی بود که به سعید جلیلی رأی ندادند. بی اعتمادی عمومی به جلیلی، موتور حرکت دولت روحانی و طبقه میانگین شد. جامعه کشور عزیزمان ایران با مدرنیته سازش دارد و از وضع موجود ناراضی هست. باید دولت دوازدهم موقعیت تاریخی خود را درک کند تا زیست راحت تری را جهت طبقه های میانگین و ضعیف فراهم کند. این عنوان جز با برقراری رابطه مناسب با غرب ممکن نیست.

غرب ستیزی، بازگشت به شرق و چیدن همه تخم مرغ ها در سبد روسیه اشتباه است و فراموش نکنیم هم اکنون روسیه با کارت ما در جامعه جهانی بازی می کند. فراموش نکنیم که روسیه حقوق ما را در دریای خزر به رسمیت نمی شناسد و جهت اس300 ما را سال ها منتظر نگه داشت در حالی که ظرف 48 ساعت سامانه موشکی اس400 را جهت عربستان راه اندازی کرد. همه کشورهای دنیا منافع ملی خود را مورد توجه قرار می دهند و دوستی خود را بر این اساس تنظیم می کنند. اینکه بگوییم دشمن دشمن ما، دوست ماست، عبارت درستی نیست بلکه باید منافع ملی خود را در نظر بگیریم.

پس شما روسیه را شریک استراتژیک کشور عزیزمان ایران نمی دانید؟

روسیه به عنوان یکی از رقبای ما محسوب می شود و نه شریک ما. یادمان باشد که روسیه و چین یک طرف هر شش قطعنامه شورای امنیت علیه کشور عزیزمان ایران بودند. اکنون باید استراتژی خود را دگرگون سازیم، از شکاف های غرب استفاده کنیم و همه تخم مرغ های خود را در سبدهای روسیه و چین نگذاریم. ما باید تضاد جهانی را همواره مدنظر قرار داده و دامنه دشمن های خود را بیهوده گسترش ندهیم.

هرگونه تضادی که ما را به پیش از برجام بازگرداند و یا اینکه در داخل کشور اصلاح طلبی را زمین گیر کند، ما را با شکست مواجه خواهد کرد. بعضی ها بیهوده نظام را اصلاح پذیر نمی دانند و اصلاحات را به عنوان پروژه ای منتج به شکست قلمداد می کنند، اینگونه افراد عملا در جهت شکست ما گام برمی دارند. این ناامیدی مردم از صندوق رأی و اصلاح طلبی ضربه مهلکی به روند دموکراسی خواهی در کشور عزیزمان ایران خواهد بود. با این روندهای ناامیدکننده در 1400 فردی همچون احمدی نژاد به ریاست جمهوری می رسد. اشخاص مطرح فعلی، کاندیداهای انتخابات آتی ریاست جمهوری نخواهند بود. همه صورت هایی که هم اکنون جهت 1400 تلاش می کنند، اشخاص کم وبیش مخدوشی اند.

پیش بینی شما از انتخابات 1400 چیست؟

اگر دولت در همین مسیر فعلی حرکت کند، متاسفانه در انتخابات آینده اصلاح طلبان شکست خواهند خورد و جریانی مشابه جریان احمدی نژاد به قدرت می رسد و اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه جهت سالیان دراز از عرصه سیاسی کشور از بین بردن خواهند شد. خطر بازگشت احمدی نژاد که اکنون در جامعه در حال تراوش هست، به شدت حس می شود. احتمال دارد که سیاست نئولیبرال دولت به آرامش جامعه لطمه بزند، در نهایت این توده ها جذب پوپولیسم می شوند. مبرم ترین وظیفه آقای روحانی پایبندی به شعارهاست.

در این مرحله اعتمادسازی رخ می دهد و این اعتماد باعث می شود که ظرفیت های دموکراتیک قانون اساسی فعال شود، همکاری مردم به حداکثر خود رسد و بر همه بحران های آینده پیروز شویم. در چنین شرایطی کشور عزیزمان ایران به کشوری موثرتر در جامعه جهانی تبدیل خواهد شد. اثربخشی این اعتماد و جامعه مدنی به مراتب از روش های دیگر بالاتر هست. یادمان نرود که شوروی با بالاترین ظرفیت زرادخانه ها بدون شلیک گلوله سقوط کرد. چیزی که باعث قوام جامع و استقلال می شود ایجاد نظم دموکراتیک مبتنی بر همکاری مردم در مدیریت جامعه خود هست. آن موقع مردم به آسانی فسادها و رانت ها را قطع خواهند کرد.

جنبش دانشجویی در بازه ای نقش حزب را ایفا کرد. ولی اکنون به نظر می رسد جنبش دانشجویی شور و حال گذشته را ندارد. به نظر شما جنبش دانشجویی باید چه نقشی را در این میانه برعهده بگیرد؟ آیا جنبش دانشجویی وجود دارد؟

عینک جنبش دانشجویی عوض کردن کرد، ولی خود جنبش دانشجویی وجود دارد، چراکه دانشگاه به طور مستقیم با علم و مدرنیته سروکار دارد و خیلی ها با سوءظن به دانشگاه می نگرند. بعضی ها دانشگاه ها را به مثابه دبیرستان می پندارند، این تصورات جامعه دانشگاهیان را با مقاومت روبه رو می کند. آنها از کیان دانشگاه و آزادی های آکادمیک حمایت می کنند. جنبش دانشجویی زنده هست، ولی با عینک دیگر. در اعصار متفاوت مبارزه با شاه و امپریالیسم، حضور در انتخابات و بسیج نیروها از جمله نمایه های جنبش دانشجویی بودند. یادمان نرود که مدیر جمهور اصلاحات از دل دانشگاه بیرون آمد. در آن هنگام ما حزب نداشتیم، صرفا چند گروه صنفی، انجمن سیاسی و روزنامه در اختیار اصلاح طلبان قرار داشت. در آن هنگام جنبش دانشجویی تشخیص داد که در برابر اصولگرایان ایستادگی کند.

این جنبش در دوم خرداد 76 صحنه سیاسی کشور را جهت هر لحظه تاریخ عوض کردن داد. دیگر نمی توانیم به مکانیسم ها و دینامیسم های قبل از سال 1376 برگردیم که بر اساس مصلحت اندیشی و تفاهم، مدیر جمهور گزینش می شد و کمتر مورد نقد قرار می گرفت. بعد از دوم خرداد عملکرد و کارکرد دولت زیر ذره بین مردم قرارگرفت. در این میان باید درک کرد که عینک جنبش دانشجویی جهت نسبی دیدن پرسشها طراحی شده، از این رو دانشجو اهل گفت وگو و طرح مسائلی است که قطعیت ندارند. این حرکت از خود علم برخاسته. جنبش دیگر مطلق اندیشی را کنار می گذارد. باید فعالان دانشجویی حقوق شهروندی، حقوق بشر، دموکراسی و صلح خواهی را در اولویت کاری خود قرار دهند. این جنبش زیر بار یکسان سازی نخواهد رفت. در دولت احمدی نژاد شعار انقلاب فرهنگی دوم و تک جنسیتی کردن دانشگاه ها مطرح شد ولی در همان دولت با فشار دانشجویان این پروژه شکست خورد. جنبش دانشجویی در سه انتخابات اخیر شاهکار خلق کرد و ورق را برگرداند. دانشگاهیان شبکه مویرگی میان خودشان و خانواده هایشان دارند و از این شبکه بهره می برند.

دانشجویان بی تفاوت نشده اند؟

اصل طبیعی ای می گوید، هرچه دموکراسی در جامعه پررنگ تر شود، از نقش جنبش دانشجویی کاسته می شود. زمانی در آمریکا جنبش دانشجویی برابر جنگ ویتنام ایستاد، ولی اکنون خبر چندانی از آن وجود ندارد. با این همه، جنبش نقش پررنگی را در انتخابات 2008 آمریکا ایفا کرد. در فرانسه و آلمان و بسیاری از کشورهای دیگر این روند طی شد. در کشور عزیزمان ایران نیز جنبش دانشجویی حضور دارد، ولی چه زمانی، چگونه و در چه سطحی می تواند خود را به مرحله بروز برساند، به شرایط روز بستگی دارد. اگر کشور به حد خوبی از دموکراسی برسد، جنبش دانشجویی به شرایط درونی و پرسشها صنفی دانشگاه خواهد نگریست.

اکنون شرایط گذار طی نشده ولی هنوز هم دانشجویان تمایلی به فعالیت سیاسی ندارند.

باقی ماندن بعضی شرایط امنیتی علت مهم این برخورد دانشجویان هست. البته فراموش نکنید همین دانشجویان بی تفاوت در ایام انتخابات جذب ستادها می شوند و شدیدا فعالیت می کنند. من اطمینان دارم بخش مهمی از آرای آقای روحانی در سال های 96 و 92 محصول حرکت جنبش دانشجویی بود. با این همه، جنبش دانشجویی همچنان زنده است.

واژه های کلیدی: ایران | سیاسی | آمریکا | ایرانی | آمریکایی | ایرانیان | اصلاح طلب | حسن روحانی | اصلاح طلبان | دولت روحانی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs